تبليغاتX
ستاره ی سهیل...
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 | 19:50 | نویسنده : سهیل
خودم را دوست دارم
از روزی که دریافته ام
جز خودم کسی را ندارم
که دلداریم بدهد
برایم آواز بخواند
و با همه ی بدیهایم
ترکم نکند .
از وقتی خودم را دوست دارم
دیگر تنها نیستم



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 | 2:33 | نویسنده : سهیل
من کی ام که تو را خواهم!

چون من از قیمت خود آگاهم.

دل و دوست یافتن پادشاهی ست!

بی دل و دوست زیستن گمراهی ست!

گفت نوشی ست همه زهر و خاموشی زهری ست همه نوش...!



تاريخ : شنبه نهم اردیبهشت 1391 | 20:51 | نویسنده : سهیل

قيافه ام تابلو شده بود !

گفتن چي ميكشي !!!!

گفتم  زجر ! گفتن :

نه  يعني چي مصرف ميكني. 

گفتم ;زندگي



تاريخ : شنبه نهم اردیبهشت 1391 | 18:48 | نویسنده : سهیل
نگاهش كه ميكنم زندگي معناي ديگر ميگيرد. يادم مي افتد با اولين نگاه عاشقش شدم و حالا نگاهش همه زندگيم شده

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 | 17:2 | نویسنده : سهیل
هرآنچه می خواهی آرزو کن...
هر جایی که میخواهی برو...
  هر آنچه که میخواهی باش... 
چون فقط یک بار زندگی می کنی...
و فقط یک شانس داری...
برای انجام آنچه میخواهی


تاريخ : سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 | 20:22 | نویسنده : سهیل
روزی ازم پرسید چقدر دوسش دارم   
گفتم حاضرم  به پل سنگی تبدیل بشم 
و پانصد سال برف و بوران را به جان بخرم 
تا رو روزی از روی من بگذری 


تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 | 1:6 | نویسنده : سهیل
اگر دست من بود

"ی" را اینقدر میکشیدم تا صاف بشه!

بشه " ا " !

اون وقت هیچ چیز "بی تو" نبود!

همه چیز "با تو" میشد!!



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 | 3:1 | نویسنده : سهیل
ز غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد


عجب از محبت من که در او اثر ندارد


غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد


دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد


تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 | 2:25 | نویسنده : سهیل
حواست باشد , چیزی را که دوست داری به دست آوری .

در غیر اینصورت مجبور میشوی ؛ چیزی را که به دست می آوری 

دوست بداری.




تاريخ : جمعه بیست و ششم اسفند 1390 | 2:8 | نویسنده : سهیل
حقیقت چیزی نیست که  نوشته میشود 
آن چیزی است که سعی میشود پنهان بماند....


تاريخ : شنبه بیستم اسفند 1390 | 1:10 | نویسنده : سهیل
دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ
دوستی تلفیق شعور من و توست

دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا
دوستی حس عجیبیست میان من و تو





تاريخ : جمعه پنجم اسفند 1390 | 1:40 | نویسنده : سهیل
   رفت تو نه ..! عمرم میگویم .. رفت. ..! تو نه ..! روزهای خوش

زندگیم رو میگویم ..! كاش برگردد ... باور كن منظورم "تويي"
 


تاريخ : شنبه بیست و نهم بهمن 1390 | 9:20 | نویسنده : سهیل

كفش هايم كه جفت مي شوند. . .

دلم هوای رفتن مي كند . ..

من كودكانه بیقرار تو مي شوم . .

بی آنكه فكر كنم. ...

چه كسی دلتنگ من خواهد شد ..



تاريخ : جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 | 19:15 | نویسنده : سهیل

  مي گویند رسم زندگی چنین أست

مي آیند ....مي مانند .... عادت میدهند ...

و مي روند و تو در خود مي ماني

راستی نگفتی رسم تو نیز چنین أست ؟ 

... مثل تمام فلانی ها ؟



تاريخ : شنبه بیست و دوم بهمن 1390 | 20:44 | نویسنده : سهیل
یه روز احساس كردم اگر او را با یك غریبه ببینم تمام شهر
را به آتش میكشم اما امروز كبریتی رو هم روشن نكردم تا
ببینم او كجاست. روزی كه به دنیا آمدم در گوشم خواندند
اگر میخواهی در اين دنیا خوشبخت بشی همه را دوست بدار
 حالا كه دیوانه وار دوستش دارم میگویند فراموشش كن !!!!!